مرتضى مطهرى

73

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

همه ثابت و لا يتغيّر . مثلًا علم و هنر و عدالت اخلاقى و سلامت بدن و زيبايى هميشه عامل سعادت بوده‌اند و هستند و خواهند بود و از آن طرف بعضى از امور هم هستند كه در زمانى ابزار سعادتند و در زمان ديگر نيستند . اما بايد راز مطلب را به دست آورد كه چگونه است كه بعضى عاملها متغيّرند و بعضى ثابت ؟ سرّ مطلب چيست ؟ و آيا مىتوان مقياسى در اين زمينه به دست داد ؟ فرق عاملها و عامل عاملها فرقى كه هست از اين نظر است كه بعضى عاملها عامل مستقيم‌اند و بعضى عامل عامل‌اند ؛ يعنى بعضى عاملها مستقيما مبدأ لذت و خير و دور كنندهء رنج و شرّند ، مثل سلامت - كه اين گونه عاملها به دليل اينكه طبيعت و فطرت اصلى بشر در همهء زمانها يك جور است ثابت و يكنواخت‌اند - ولى برخى عاملها عامل مستقيم نيستند بلكه عامل عامل‌اند ، مثل ثروت . ثروت مستقيما مبدأ خير و لذت و دور كنندهء شرّ و رنج نيست بلكه وسيله‌اى است براى كسب و تحصيل ساير عوامل . با پول مىتوان به مقاصد خود دست يافت ، با پول مىتوان خوراك و پوشاك خوب تهيّه كرد ، با پول مىتوان بهداشت و فرهنگ تأمين كرد ، با پول مىتوان مسافرت كرد و به گردش رفت ، و همين طور . وسيله بودن پول چون جنبهء قراردادى دارد با به هم خوردن اين قرارداد اجتماعى يعنى با تغيير رژيم اجتماعى از بين مىرود . همچنين اسب و قاطر و نوكر و مهتر كه روزى وسيلهء سعادت شمرده مىشدند از آن جهت بود كه وسيلهء رفع نيازمنديهاى اوّلى و تأمين وسائل اوّليّه بودند . وقتى كه وسيلهء بهتر براى اين نيازمنديهاى اوليه و وسائل اوليه پيدا شد قهراً جاى اين وسائل را كه وسائل درجه دوم سعادتند مىگيرند . اما امورى كه مستقيماً مورد نياز طبيعت و فطرت بشرند و يك حاجت طبيعى و فطرى براى بشر به شمار مىروند در همهء زمانها ثابت و يكنواخت مىباشند . اگر بخواهيم بحث خود را در مورد دين و مذهب دنبال كنيم اولًا بايد ببينيم كه ايمان مذهبى ريشهء طبيعى و فطرى در روح بشر دارد يا نه ؟ و ثانياً به فرض اينكه ريشهء فطرى ندارد آيا علم و صنعت و تمدن و قانون توانسته است جاى دين را پر كند يا نه ؟